X
تبلیغات
زولا
عکسهایی که از محلها، زمانها و مراسم مختلف توسط خودم تهیه شده . مطالب بی ربط و با ربطم هست . ببین ببر اما نظر مهمه نظر بده!!
سه‌شنبه 9 تیر 1388
عکسهایی از یزد ۶ *** the pics from Yazd 6

بله بقول بچه ها گفتنی according to my promise !! (جان من داشتید نه این تن بمیره) چند تایی هم عکس از مهمونا براتون انداختیم (شایدم بشه گفت برداشتیم، گذاشتیم یا گرفتیم چه میدونم هرچی شما دوست دارید همون) 

 

1 و 2 و 3 مربوط میشه یه یه خانم و آقای هلندی : 

هلند 

 

2 و 3 و .... رو هم این پایین کلیک کنید حتما میبینید: 

2- خنده های خانم رو میبینید ما از اون بالا دست تکون دادیم عکس بگیریم خانم ریسه رفتن آقا هم به تقلید از ما دوربین دست گرفتن:

هلند 

 

در نهایتم یه چای با هم خوردیم. روحیه و اخلاقشون انقذه باهال بود بیشتر خندیدیم و نظرسنجی نکردیم ببینیم چیزی تو فکرشون هست یا no!!  راستی اگه تونستید حدس بزنید من کدومم که کنارشون نشستم؟ راهنمایی: اون آقا که پشت نشسته مترجم و راهنماشونه!! هنوزم نتونستید حدس بزنید؟؟ ای بابا!!

 هلند

 

 4- اهالی میلان: این خانم و آقای نازنین اهل میلانن. میلان تبریز نه ها میلان ایتالیان!! چرا نازنین؟ خب معلومه دیگه آقاهه مثل من طرفدار آث میلان بود و بازم مثل من از اینتر بدش میومد!! چه میدونم شایدم میخواست خودشیرینی کنه خودشد میچسبوند به میلانوی ما: 

میلان 

 

 5- این خانما هم ایتالیائین اما از شهر بولونیا: 

بولونیا

 

6- این خانم خیلی شیرین بود ما که خیلی لذت بردیم از هم صحبتی با ایشون. همش نگران بود نکنه موهاش از زیر کلاهش بیرون بمونه و یه وقت کار دستش بده و گاوشون تو دیار غربت دچار درد زایمان بشه!!! راستی داشت یادم میرفت یه پسر دارن که تو فرودگاه امام کار میکنه و گفتن به دیدار ایشون هم بریم: 

  بولونیا

  

7- این آقایون هم یکیشون از میلان (تی شرت قرمز) و اون یکی (مو سفید مسلح به دوربین) هم دقیق یادم نیست به نظرم جنوا بود ولی زبانش از بقیه بهتر بود.

البته ناگفته نماند این ایتالیایی ها همه پولشون رو دادن رفتن کلاس زبان ایتالیایی!! اگه دو ترمم میرفتن انگلیسی حداقل راحت تر میتونستن با ما صحبت کنند راستشو بگم بابامون در اومد!!! 

یه معما: اگه تونستین حدس بزنین تو عکسای پایینی اون آقای خوش تیپ خوش قیافه خوش هیکل که وسط وایساده و نشسته منم

 ایتالیا

  

8- این هم خانم کریستین و آقای فریتز شاوب از سوئیس (Christine & Fritz Schaub

یک زوج بسیار محترم و با دید روشن. آقای شاوب گفت قبل از انقلاب سه سال در ایران زندگی میکرده و تفاوتهایی رو که الان میدید بیان کرد. خانم هم میگفت مارو خیلی میترسوندند با تبلیغات بدی که علیه ایرانیا میشه. مثلا خیال میکردن تو ایران زنها فقط گریه میکنن و صورتشونو میخراشن یا عکسهای قمه زنی در عراق خیلی تاثیر بدی رو عقایدشون داشته. اما وقتی پا به ایران گذاشتن دیدن که واقعا فرق میکنه و احساس کردن تازه ماها شاد هم هستیم!!!  

سوئیس

 اما ناگفته نماند خانم کریستین (Christine)از این مقنعه خیلی ناراحت بودن

فکر کنم کسایی که داشتن خودشونو میکشتن تا چشماشون به نور بنده منور بشه به آرزوشون رسیدن و حالا میتونن به بقیه کاراشون برسن!! 

 

فعلا میتونید برید خوش باشید تا بعد