عکسهایی که از محلها، زمانها و مراسم مختلف توسط خودم تهیه شده . مطالب بی ربط و با ربطم هست . ببین ببر اما نظر مهمه نظر بده!!
دوشنبه 11 آبان 1388
نقاشی های یک پسربچه

 در این ایام بی ارتباطی با دنیای وب توی وبلاگ یکی از دوستان یعنی وبلاگ «موفقیت برای تو» یک پیام بزرگ دیدم و براتون میارم.  

فعلا اینو داشته باشید تا ای دی اس ال خودم وصل شه: 

 پسرک نقاش

کودک نقاش

می گویند پسر بچه ای در نقاشی مهارت فوق العاده داشت کافی بود تکه چوبی به او بدهید تا روی شن و ماسه بهترین و زنده ترین نقش ها را نقاشی کند اما این پسر یک مشکل داشت و آن این بود که در نقاشی هایش فقط از رنگ سفید استفاده می کرد و چون رنگهای دیگر را به کار نمی برد مهارت نقاشی او روی کاغذ و پارچه قابل ثبت نبود . پسر بچه نقاش 

پدر این کودک نابغه نزد یک نقاش ماهر رفت و از او راهنمایی خواست نقاش ماهر کمی فکر کرد و سپس گفت : این که کاری ندارد یک کاغذ یا پارچه مشکی در اختیارش بگذارید او وقتی با قلم سفید روی کاغذ نقاشی می کند در واقع سیا هی های زمینه خودشان را در جاهای خالی نشان می دهند و نقاشی او دو رنگ می شود.

پدر کودک نابغه رفت و دیگر خبری از او نشد چند ماه بعد استاد او را در خیابان دید و از او پرسید : "راستی از بچه نابغه تان چه خبر ؟حتما مشکل شما با کاغذ و پارچه مشکی حل شد؟"

پدر کودک لبخندی زد و گفت : خیر . او همان روزی که کاغذ مشکی را به او دادم ابتدا با رنگ سفید تمام سطح کاغذ را سفید کرد و روی سطح سفید با قلم موی سفید به نقاشی ادامه داد . چیزی در وجود این بچه هست که باعث می شود او سیاهی را نبیند او فقط سفیدی را می بیند و با آن زندگی می کند خوب چرا من باید در این واکنش غریزی فرزندم دخالت کنم؟

من هم دیگر از آن روز کاری به کارش ندارم و او را به حال خود رها کردم .

(( تو بی اعتنا به همه سیاهی ها کار خودت را بکن و فقط سفید بکش ))