این مطلب رو هم در جواب متن پایینی میارم که تو وبلاگ گروهی دانشجویان عمران (سد) دانشگاه عباسپور خوندم. متن نوشته یکی از نویسندگان اصلی وبلاگ به اسم محمد رضایی هستش که بازم بدون دخل و تصرف تو متن براتون آوردم. امیدوارم شما خانما هم خوشتون بیاد و نظر بدین و هی نگین که چرا واسه خودتون نمینویسید!!. اما خدایی ببینید متن با متن چقدر فرق میکنه .... این بار هم میگم اگه نظرات قشنگ و مربوط به متن باشه منتشر میکنم!!!
هذا الموجود فی البعض الاوقات یک مارمولکیه و فی الاکثر الاوقات فی البرابر الدخاتیر(جمع الدختر) البوق البوق .
کار الاپسار سه تیغه الریش و الزدن الواسکازین و الروغن الترمز بکله و الریمل بالدماغ(السردبیر لا تخصص فی هذه البحث الخطیر) و العلافی فی الدانشگاه برای یتورونَ (تور کردن) الدخاتیر (الواقعیت التلخ) .
الاستاد دشمن الخونی الاپسار بدلیل النشستن هذا لموجود فی الآخر الکلاس و المزه پرانی و الجفنگ بازی .
و اما توصیه المهم بدخاتیر الدانشگاه . فی الدهان هذا المخلوق ، موجود جسمی باسم الزبان که یَتَخَرخَرونَ(خر می کند) سیندرلا چه برسه به شما ، ولیکن فی السینه البعضی موجود یک دل صاب مرده اما هذا المخلوق بمثابه الچوپان الدروغگو و لا باور هیچ یک من الدخاتیر حرف هذا البیچاره و المفلوک .
اما ارجع (برمی گردم ) باصل المطلب . انا اقول فی الاول المطلب که فی الدانشگاه کار بعض الاپسار تور الدخاتیر که فی الواقع هذه الموجود محتاج بالافسار ( باعث شرمندگی ، روم به دیوار) و البته همان دخاتیری که یَتَنَشنِشونَ (نشان می دهند ) چراغ السبز هم همچنین .
موجود الثانی المورد العجیب فی الدوراننا که باعث الشگفتی کثیرا کثیر . هل (آیا) الاپسار یحب اینکه شبیه بالدخاتیر بشوند و یا بالعکس . دلیل هذه الگفته که دماغ بعض الاپسار عملیٌ و ابرو باعث البرش الدست و لب بمثابه .......و الموی الدم اسبی که واقعا فی هذه المورد باید گفت (هذه االاپسار .......) .
کلیپ موبایل کلیپ ایرانی عکس دختر و پسر عکسهای باهال بکن خانم داف داغ
کلیپ موبایل کلیپ ایرانی عکس دختر و پسر عکسهای باهال بکن خانم داف داغ
کلیپ موبایل کلیپ ایرانی عکس دختر و پسر عکسهای باهال بکن خانم اس ام اس داف داغ
این مطلب رو تو وبلاگ گروهی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی خوندم. متن نوشته یکی از مدیران وبلاگ به اسم امیر پور نصرت هستش که بدون دخل و تصرف تو متن براتون آوردم. من که موقع خوندن کلی خندیدم امیدوارم شما هم خوشتون بیاد و نظر بدین. این بار هم اگه نظرات قشنگ و مربوط به متن باشه منتشر میکنم!!!
متن العربی فی التوصیف الدخاتیر.
الدخاتیر موجودات عجیب فی العالم لاهداف المتعدده . هذه الموجودة یتشکل من الفیس و الافاده و لوازم الحلاقه و الجمال الجماله و قلیلاً من الجلد و العظامه.
فی الاهداف الآفرینش الهذه الموجوده : " ... و نحن خلقنا الدخاتیر لموت الرجال بموة غیرطبیعی " (سورة السکته آیة الدق)
کار الدخاتیر استعمال الروغن سرخ کردنی بعنوان واکس المو ، آرد جو بعنوان الپنکک ، سس الاحمر بعنوان الماتیک و ...
دماغ بعض هذه الموجودات خیلاً طویل * کمثل خرطوم الفیل (و الفیل و الفیل و الخرطوم الطویل !!!)
هذه الموجودات بمحض التولد تقول : "شوهر" و کل ایامهی تصرف لنیل الی هذا المقصود و بعضهم لم ینال هذا التوفیق و بنابراین ینال المراض المتعدده فی المثل : افسردگی و العقاد الروحی و الروانی و بنابراین یقتلون نفسهم باالقرص الستامینوفن و لکن لا تفهمین أن قرص الاستامینوفن لا تقتل الموجودة أبداً حتی سوسک !!!
بعضهم ذو الجمال و و لکن بدلیل الزوال العقل تذهبین الی طرف الپسار (پسران) و بدلیل شکست العشقی و البازیچه یعمل الاعمال الپاراگراف السابق !
توصیتی الی الاپسار : لا یذهب الی طرف الهذه الموجودات. لأن هذه ی الموجود یچسبکم کمثل کنه و لا یولکم (ولتان نمی کند) مگر بسبب القتل النفس و فی هذا المورد خونهن فی الگردنتان.
المطلب الاختصاصی by Amir Pournosrat
کلیپ موبایل کلیپ ایرانی عکس دختر و پسر عکسهای باهال بکن خانم داف داغ
کلیپ موبایل کلیپ ایرانی عکس دختر و پسر عکسهای باهال بکن خانم داف داغ
کلیپ موبایل کلیپ ایرانی عکس دختر و پسر عکسهای باهال بکن خانم داف داغ
کلیپ موبایل کلیپ ایرانی عکس دختر و پسر عکسهای باهال بکن خانم داف داغ داغ
اینهم شعر از شاملو.
شاید خیلی از شما اینو نشنیده باشید یا قبلا نخونده باشید اما بد نیست بخونید و دربارش فکر کنید و در مورد شعر نظر بدید:
نازلی!
بهار خنده زد و ارغوان شکفت
در خانه زیر پنجره گل داد یاس پیر
دست از گمان بدار!
با مرگ نحس پنجه میفکن
بودن به از نبود شدن خاصه در بهار....
نازلی سخن نگفت
سرافراز
دندان خشم بر جگر خسته بست و رفت....
نازلی سخن بگو!
مرغ سکوت جوجه ی مرگی فجیع را
در آشیان به بیضه نشسته است!
نازلی سخن نگفت
چو خورشید
از تیرگی برآمد و در خون نشست و رفت....
نازلی سخن نگفت
نازلی ستاره بود
یک دم درین ظلام درخشید و جست و رفت....
نازلی سخن نگفت
نازلی بنفشه بود
گل داد و مژده داد«زمستان شکست»و رفت....
و رفت.
«احمد شاملو»
*پی نوشت: شاملو این شعر را در یاد و در شان یکی از دوستانش بنام وارطان سالاخانیان (که پس از کودتای ۲۸ مرداد گرفتار شد و زیر شکنجه ددمنشانه زندانبانان جان سپرد) سرود. شعر نخست «مرگ نازلی» نام گرفت تا از سد سانسور بگذرد اما این عنوان شعر را به تمامی وارطان ها تعمیم داد و از صورت حماسه یک مبارز خاص درآورد
کلیپ موبایل کلیپ ایرانی عکس دختر و پسر عکسهای باهال بکنخانم داف داغ
کلیپ موبایل کلیپ ایرانی عکس دختر و پسر عکسهای باهال بکنخانم داف داغ